تبليغاتX
کلبه تنهایی


کلبه تنهایی


اگه یه روز بری سفر بری ز پیشم بیخبر اسیر رویا ها میشم دوباره باز تنها میشم

به شب میگم پیشم بمونه به باد میگم تا صبح بخونه بخونه از دیار یاری که تو منو

تنها نزاری اگه فراموشم کنی ترک آغوشم کنی پرنده دریا میشم تو چنگ موج 

رها میشم به دل میگم خاموش بمونه میرم که هر کسی بدونه میرم به سوی

اون دیاری که توش منو تنها نزاری اگه یه روزی نوم تو توگوش من صدا کنه دوباره

باز غمت بیاد که منو مبتلا کنه به دل میگم کاریش نباشه بذاره دردت تو دوا شه

بره تو تموم جونم تا بایز برات آواز بخونم اگه میخوای باهم باشیم یار یکدیگر باشیم

مثال ایوم قدیم بشینیمو سحر پاشیم باید دلت رنگی بگیره دوباره آهنگی بگیره

بگیره رنگ اون دیاری که توش منو تنها نزاری اگه میخوای پیشم بمونی بیا تا باقیه 

جوونی بیا تا پوست و استخونه نذار دلم تنها بمونه بذار شبم رنگی بگیره دوباره آهنگی

بگیره بگیره رنگ اون دیاری که توش منو تنها نزاری ...

 

نوشته شده در جمعه 1390/10/09ساعت 11:14 قبل از ظهر توسط صــدف| |
سلام سلام سلام دوستای گلم فدای همتون بشم. ببخشید یه مدت نبودم. خیلی دلم براتون تنگ شده بود. از همتون بابات لطفتون ممنونم خیلی دوستون دارم.راستی دوستای گلم الان تو روزای محرم هستیم اونایی که دلاشون شکسته اونایی که ناراحتی دارن اوناایی کهبیمارن و همه کسایی که مشکل دارن تو این شبی عزیز براشون دعا کنید توی مسجدا هیئت ها امیدوارم همشون همه اونایی که حالا هر مشکلی دارن امام حسین کمکشون کنه خیلی دوستون دارم مراقب حودتون باشید.

 

باز محرم شدو دلها شکست از غم زينب دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست
آب در اين تشنگي از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم وليلا همه در خون شدند اين چه غمي بود که دنيا شکست
محرم ماه غم نيست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسين است


                          


نوشته شده در چهارشنبه 1390/09/09ساعت 6:51 بعد از ظهر توسط صــدف| |

سفری غریب داشتم توی چشمای قشنگت،سفری که بر نگشتم غرق شدم توی نگاهت، دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود،چشم تو مثل یه سایه همجا همسفرم بود،من همون لحظه اول آخر راهو میدیدم،تپش عشق و تو رگهام عاشقانه می چشیدم.

 

                 
نوشته شده در یکشنبه 1390/03/29ساعت 7:42 قبل از ظهر توسط صــدف| |

سلام ... سلام ... سلام ...دوستای گلم حالتون چطوره خوبین بهتون خوش می گذره. چه خبرا می دونم از دستم ناراحتین ولی خوب خیلی سرم شلوغ بود نتونستم یه چند ماهی بیام توی اینترنت آخه درگیر امتحانات بودم و از این ورم کامپیوترم خراب شده بود.

به هر حال حالا که اومدم فداتون شم. خیلی زیاد دلم براتون تنگ شده بود نمی دونم چرا ولی خیلی دلم برای همتون تنگ شده بود دوست داشتم هر چه زودتر بیام و براتون پست بزارم ولی نشد . حالا می خوام سعی کنم که ماهی یک بار بیام و براتون پست جدید بزارم امیدوارم شما منو همراهی کنین ودوست دارم همیشه با من باشید .

 

سال 89 با تمام خوبی ها وبدی هاش به پایان می رسد.

 

راستی ...پیشا پیش سال نورو به همتون تبریک می گم امیدوارم توی سال جدید به همه خواسته هاتون برسید و حتی اونایی که عاشقن به عشقشون برسن.

همتون ودوست دارم موقع تحویل سال به یاد منم باشین دوستون دارم.

راستی پنچر همتونم . دوستون دارم عاشقتونم.

امیدوارم توی سال جدید متور آرزوهاتون پنچر نشه...

ســـــــــــال نــــــــو مـــــــــبـــــــــــارکــــــــــــــــــــ

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 1389/12/29ساعت 10:43 بعد از ظهر توسط صــدف| |
سلام دوستای گلم حالتون خوبه منو ببخشید که دیر اومدم جبران می کنم

یک سال گذشت وباز هم محرمی دیگر ... از راه رسید و حماسه ی حسینی دوباره زنده شد ...

 هر وقت اسم محرم میاد دلم می گیره ... اشک توی چشام جمع می شه ... آخه اون نامرد ها با مولاشون چه کردن ! در این روزها دوباره دلمون سفر می کنه . به دیار عشق و خون ... به کربلا ...

  آبروی حسین به كهكشان می ارزد ، یك موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد.

می گویید شیشه ها احساس ندارند. ولی هنگامی که با انگشت روی شیشه ی بخار گرفته نوشتم یا حسین آرام گریست ...

دوستای عزیزم منم توی این شبها دعا کنید. خیلی دوستون دارم مواظب خودتون باشید.

 این مصیبت بزرگ رو به همه شما تسلیت می گم.

 

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه 1389/09/13ساعت 9:47 قبل از ظهر توسط صــدف| |
اي شب از روياي تو رنگين شده
سينه از عطر توام سنگين شده

اي به روي چشم من گسترده خويش
شاديم بخشنده از اندوه خويش

همچو باراني كه شويد جسم خاك
هستيم زآلودگي ها كرده پاك

اي تپش هاي تن سوزان من
آتشي در سايه مژگان من

اي زگندم زارها سرشاتر
اي ززرين شاخه ها پربارتر

اي بگشوده بر خورشيدها
در هجوم ظلمت ترديدها

با توام ديگر زدردي بيم نيست
هست اگر، جز درد خوشبختيم نيست

اي دل تنم من و اين بار نور؟
هاي هوي زندگي در قعر گور؟

اي دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من

پيش از اينت گر كه در خود داشتم
هر كسي را تو نمي انگاشتم

درد تاريكي ست درد خواستن
رفتن و بيهوده خود را كاستن

سرنهادن برسينه دل سينه ها
سينه آلودن به چرك كينه ها

در نوازش، نيش ماران يافتن
زهر در لبخند ياران بافتن

زر نهادن در كف طرارها
گم شدن در پهنه بازارها

آه، اي با جان من آميخته
اي مرا از گور من انگيخته

چون ستاره، با دو بال زرشان
آمده از دور دست آسمانها

از تو تنها بيم خاموشي گرفت
پيكرم بوي هم آغوشي گرفت

جوي خشك سينه ام را آب تو
بستر رگهام را سيلاب تو

در جهاني اينچنين سرد و سياه
با قدم هايت هدم هايم به راه

.....................

                                         شعری از فروغ فرخ زاد

 

فکر مي کرديم عاشقی هم بچگيست ... اما حيف اين تازه اول يک زندگيست
زندگی چيزيست شبيه يک حباب ... عشق آباديه زيبايی در سراب
فاصله با آرزو های ما چه کرد ... کاش می شد در عاشقی هم توبه کرد



:ادامه مطلب:
نوشته شده در یکشنبه 1389/05/17ساعت 2:19 بعد از ظهر توسط صــدف| |

 

خدایا ...........دوست دارم  خیلی دوست دارم این قدر دوست دارم که حدو حساب نداره خدایا خستم خیلی خستم..........

خستم از تنهایی.......از بی کسی....... خدایا دوست دارم باهات دردو دل کنم چون تو منو می فهمی درکم می کنی

خدایا هیچ کسی منو دوست نداره دیگه واقعا امیدمو از زندگی از دست دادم .

خدایا....خدای مهربونم من خیلی دوست دارم حداقل وقتی که تنهام تو به دادم می رسی خدایا تو اون چیزایی که

مادر پدرم بهم ندادن تو دادی تو کمک کردی که به اینجا رسیدم .

خدایا .......تو کمک کردی که زندگی کنم هر موقع که خواستم خودمو بکشم تو نجاتم دادی ولی دیگه بسته نمی خوام

زندگی کنم خدایا از این دنیای نامردو کثیف بدم میاد دوست ندارم جایی باشم که وست ندارم باشم خدایا خودت که

دیدی که چه بلاهایی سرم میاد خدایا خودت که اون روز حرفامو شنیدی خودت دیدی که من پریروز رفتم سر خاک

خواهر دیدی که چقدر براش گریه کردم التماسش کردم که منو بیاره پیش خودش دوس دارم برم پیش خواهرم دوست

دارم وقتی مردم منو پیش اون خاک کنن تا تنها نباشه منم از تنهایی درام.

خدای مهربونم........ منو خودت خلاص کن خودت منو ببر نزلر دست به کار احمقانه ایی بزنم خدایا از دست پدرو

مادرم خسته شدم دیگه نمی خوام ببینمشون یه مدتی حالم خوب بود تا وقتی که سر کلاس استادمونم و اون کلاسارو

میرم حالم خوبه وقتی که میام خونه انگار وارد جهنم شدم همه چی برام سیاه دست و پام سست میشه چشام سیاهی میره

به خودم می گم خدا امروزو به خیر بگذرونه تا میام خونه جیغ و داد مامانم عذابم می ده بابامو که می بینم همه 

مشکلاتم یادم میاد خستم دوست دارم راحت بخوابم هیچ وقط بلند نشم چون دیگه نمی تونم نمی کشم .

هرکسی که جای من بود دیوونه می شد.

خدایا مواظب خواهرام باش من اونارو دوست دارم. مواظب عشقم باش گر چه اون گذاشته رفته ولی مواظبش

باش نزار ناراحت باشه هر چی که می خواد بهش بده

خدایا فقط یه چیزه دیگه ازت می خوام منو زود ببرپیش خودت همین من زندگی برام تموم شده.

                                            خدایا دوست دارم

 

نوشته شده در جمعه 1389/05/08ساعت 2:4 بعد از ظهر توسط صــدف| |


چه انتظار عجیبی
تو بین منتظران هم
عزیز من چه غریبی !
عجیب تر آن که چه آسان
نبودنت شده عادت
چه بی خیال نشستیم
نه کوششی ، نه ت
فقط نشسته و گفتیم :
خدا کند که بیایی
    

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد
آقا بیا تا با ظهور چشم هایت
این چشم های ما کمی تقوا بگیرد

                                                میلاد باسعادت امام زمان عج ا...تعالی را به شما دوستای گلم تبریک می گم

نوشته شده در دوشنبه 1389/05/04ساعت 8:4 بعد از ظهر توسط صــدف| |
سلام دوستای گلم امیدوارم که حالتون خوب باشه...

راستی من یه وبلاگ درست کردم راجع به همین کلاسا که می رم من هفته ای ۱ بار می رم کلاس الانم دارم تکرار می رم برای خودم روزای یکشنبه بود که الان ۳ جلسش مونده ولی دیگه گفتم من که می خوام وبلاگ بزنم بزار از اول برم مطالب همون جلسرو بزارم دیروز کلاس بودم خیلی خوب بود آروم شدم خیلی از دوستان خواستن که من دوباره بنویسم حالا منم نوشتم راستشو بخواین استادم ازم خواست که من یه وبلاگی براش بسازم و همش راجع به کلاسا توش بنویسم برای همین یه وبلاگ دیگه ساختم راستس دوستای گلم آدرس وبلاگمو با اسم واقعی خودم زدم ادرسشو بهتون می دم که برین مطالبشو بخونید اسم مستعارم صدف ولی اسم خودم مرجان هستش حالا به هر حال من آدرس وبلاگمو می زارم شما برین ببین چون توی اون وب کامل تر می نویسم

دوستون دارم دوستای خوبم منتظرتونم راستی من برای اون یکی وبم هفته ای یک بار آپ می کنم اگه بهتون خبر دادم با ادرس اون وبم میام خبرتون می کنم همین جدیده که تازه درست کردم.

دوستی گلم آدرس وبلاگم اینه که با اسم خودمه.

Marjan64.blogfa.com


نوشته شده در چهارشنبه 1389/04/23ساعت 7:10 بعد از ظهر توسط صــدف| |

سلام دوستای گلم برای همه شما که دوست دارید توی تابستون از وقتتون به خوبی استفاده کنید یک کار خوب سراغ دارم

مطلبی که براتون نوشتم برنامه کارگاه های تابستانی آموزگاران ایرانی و خارجی کاری از گروه نمایش آو:

- کارگاه متد آو – موسیقی – حرکت ، دیالوگ – به همراه اجرای آژاکس ( بابک مهری) ایران- مرداد ماه

- کارگاه حرکت و کورئوگرافی ( بدن شاعرانه ) به همراه  اجرا (رژان دوآوره) فرانسه – مرداد وشهریور ماه

- کارگاه دیالوگ، شخصیت سازی و میزانسن – به همراه اجرا – (فابریس نیکوت ) فرانسه – مرداد و شهریور ماه

- کارگاه خلاقیت در نگارش با دست مخالف- به همراه اجرا و نگارش متن – ( دریا صداقت ) ایران – مردادماه

- کارگاه خنده – با تمرینات یوگا- به همراه اجرا- (پاملا تراتر) آمریکا –شهریور و مهرماه

پایان ثبت نام : تا پایان تیرماه 1389

برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام با شماره های 0936807099، 0919565335، 02177529145  تماس بگیرید و یا به سایت گروه آو و به آدرس   www.avatheatre.ir  مراجعه کنید.


نوشته شده در شنبه 1389/04/19ساعت 9:22 بعد از ظهر توسط صــدف| |
قالب ساز وبلاگ پيچك دات نت